اللااااااااااه اکبر ... بسم الله الرحمن الرحیم ... با صوت می خواند ، ترتیلی که خیلی دلرباست ، در دستگاه رست ... ایاک نعبد و ایاک نستعین ... عین را آن قدر زیبا تلفظ می کند که حواسم را پرت می کند ... غیر المغضوب علیهم ولا الضاااااالین ... به دور از مسخره بازی ، همان طور که باید ... ان شانئک هو الابتر ... حرکاتش نرم و یکنواخت است ... سمع الله لمن حمده ... سبحان ربی الاعلی و بحمده ... سبحان الله ... بحول الله و بقوه ... دارد گرم می شود ... الحمد لله ... والشکر لله ایضا ... دفتر را گشوده است ... از فهرست سوره ی میدان توحید را انتخاب می کند ... می رود چمران را بالا ... پارک وی می ایستد ... اللهم صل علی محمد و آل محمد ، اللهم لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب ، اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا ... اللهم اشف مرضانا ... منظورش خودش است ... فکر کنم دارد می سوزد ... می خواهد تند تند بخواند و برسد به آخرش ... سبحان ربی الاعلی و بحمده ... بلند می شود ، لْخت ، الله اکبر ، نمی خواهد برای آخرین بار سر به خاک بگذارد ، مثل تشنه ای که خود را عذاب می دهد که تشنه تر شود ، نفس می گیرد ... سبحان ربی الاعلی و بحمده ، کشش نمی دهد ، یک راست می رود سر اصل مطلب ، یا لطیف ... همیشه اینجا بغض می کند ... مکث می کند که بتواند ادامه دهد ... ارحم عبک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین ... ایجایش را از کمیل یاد گرفته است ... دارد می ترکد ... اللهم ... اسئلک الراحه عند الموت ... به یاد موسی ابن جعفر باب الحوائج ... والمغفره بعد الموت ... و العفو عند الحساب ... اشکی به ودیعه بر مهر می نهد ... پسش خواهد گرفت ... و ... دعایی که خود ساخته است ... اللهم اجعلنی راضین برضاک ... عادت دارد دعاهایش را بین صلوات محصور کند ... اللهم صل علی محمد و آل محمد ... راحت می شود ... باری سنگین را از دوش بر زمین نهاده است ... الحمد لله ... وحده ... اللهم صل علی محمد و آل محمد ... السلام علیک ... السلام علینا ... السلام علیکم ...
یا حق !!