X
تبلیغات
من بر خلاف عده ای از مرگ می ترسم - نام
به یاد او

خوب به عنوان دومین مطلب ، بعد از سلام و احوال برسی و چاق سلامتی و از این حرفا ، برسیم به اینکه چرا اصلن این اسم رو برای بلاگ انتخاب کردیم

راستش یه غزلی هست از مولانا که شهرام ناظری تو کاست "ساز نو ، آواز نو" می خونه . اولن که بسیار قشنگ می خونه ، ثانین که شعرش هم انصافن تکه ، فکر کنم بخونین موافق بشین :
من که حیران ز ملاقات توام چون خیالی ز خیالات توام
ذات من نقش صفات خوش توست من مگر خود صفت ذات توام
نقش و اندیشه ی من از دم توست گویی الفاظ و عبارات توام
گاه شه بودم و گاهت بنده این زمان هر دو نیم مات توام
این شعر غایت در هم تنیده شدن دو وجود رو می رسونه . و شاه بیتش هم بیته آخره . می گه دیگه کار من و تو از عشق و عاشقی و بوس و کنار و باد صبا و این حرفا گذشته . این حرفا که من غلامتم و تو سرور منی و این حرفا تموم شد . می گه الآن من مات توام ، حیران توام ، ... نمی تونم توضیح بدم ، دیگه ذهنم یاری نمی کنه

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 23:29  توسط آقا سجاد  |