یا من یسمی بالغفور الرحیم (۳)
به یه بنده خدایی قوا دادم شعرایی که از آقا دارم رو بذارم . الوعده وفا :
از سر جان بهر پیوند کسان برخاستم................................چون الف در وصل دلها از میان برخاستم
واژگون هر چند جام روزی ام چون لاله بود............................از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم
بزم هستی را غرض مهر فروزان تو بود.....................همچو شبنم ٬ چهره چون کردی عیان برخاستم
همچو بلبل با گران جانان ندارم الفتی...........................طوطیان چون لب گشودند از میان برخاستم
از لگدکوب حوادث عمر دیگر یافتم...........................................چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم
طاقت دم سردی دوران ندارم همچو گل...............................در بهار افکنده رخت و در خزان برخاستم
آزمودم عیش راحت را به کنج دام تو.......................................از سر جولانگه کون و مکان برخاستم
صحبت شوریده حالان مایه ی شوریدگی است..............با "امین" هر گه نشستم بی امان برخاستم
لا تخیب مسئلتی
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:44 توسط آقا سجاد
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم (3)
دوباره قسمتمون شد نمایشگاه کتاب ، با مامی و آبجی . یه مشت دیگه کتاب گرفتم :
کتیبه ای به روایت زلیخا.............مجموعه شعر.................فاطمه طارمی
عشق قابیل است...................مجموعه شعر.................نجمه زارع
زیر چتر تو باران می آید..............مجموعه شعر.................مهدی فرجی
شکوفه ها.............................مجموعه شعر.................برگزیده
پدرهای لعنتی.........................مجموعه شعر.................علیرضا مرتضی قلی
به من نامه بنویس ...................مجموعه شعر.................غلامرضا سلیمانی
صدف های لال.........................دفتر شعر......................سید وحید سمنانی
قانون آرامش............................مجموعه شعر................عمید صادقی نسب
پیامبری نشسته بر کنده ی بلوط...مجموعه شعر..................عمید صادقی نسب
سمفونی رنگها........................مجموعه شعر..................امیر مرزبان
فصلی از علشقانه ها................دفتر غزل........................سهیل محمودی
طوفان واژه ها..........................مجموعه شعر..................سید حمیدرضا برقعی
دفتر سرخ...............................مجموعه شعر..................ابوالفضل سپهر
بی و تن ................................رمان..............................رضا امیرخانی
نور علی برومند.........................سرگذشتنامه...................اجمد کریمی
سفرت به خیر اما ......................یادداشت های شخصی......محمد رضا بایرامی
در مینودر.................................یادداشت های شخصی......محمد رضا بایرامی
رازهای نماز...............................اعتقادی........................آیه الله جوادی آملی
و 5 تا CD از دیدار آقا با شاعران که در سال های 85 و 86 بوده که به نظرم فوق العاده است و همون شب که رسیدم خونه همه اشو نگاه کردم . بعضی از شعر ها رو شاید 10 بار نگاه کرده باشم . نماز جماعتم همون جا خوندیم . قرآن و اذان رو کریم منصوری با اون صدای بی نظیرش به طور زنده اجرا کرد . در کل خیلی حال داد . در ضمن
سیامک بهرام پرور و خانومشم اونجا دیدم . در نهایت یه شعر معروف از آقا رو می ذارم که خیلی باهاش حال می کنم . فایل صوتیشم می شه از
اینجا دانلود کرد :
سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغامی من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم شرمنده جانان ز گران جانی خویشم
بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هر چند "امین" بسته ی دنیا نی ام ، اما ذلبسته ی یاران خراسانی خویشم
لا نخیب مسئلتی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:7 توسط آقا سجاد
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم (3)
همیشه اعصابم خورد می شد که هر شب جمعه به نحوی رقم می خورد که کمیل نصیبمون نمی شد ، بعضیا وقتا یه قضایای خنده داری پیش میومد . بگذریم . فهمیدم که الکی نیست ، باید دعوت شی . امشب خونه تنها بودم . زدم به سیم آخر . شروع کردن خودم واسه خودم خوندن . خداییش چه جوابی داد . منتهای حال رو بردیم . ولی از اونجا که تک خور نیستیم گفتیم چون به درخت گل رسیدیم دامنی پر کنیم هدیه ی اصحاب را ، لذا 4 تا تیکه انتخاب کردم که این دفعه خیلی تو چشم زد :
1. این جاشو خوندم از آه و زاری برای دردای دنیا خجالت کشیدم : یا کریم و یا رب . و انت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها و ما یجری فیها من المکاره علی اهلها علی ان ذلک بلاء و مکروه ، قلیل مکثه ، یسیر بقاءه ، قصیر مدته ، فکیف احتمالی لبلاء الآخره ؟ و جلیل وقوع المکاره فیها و هو بلاء تطول مدته ، و یدوم بقاءه و لا یخفف عن اهله ...
2.خدا ته مهربونه : فبالیقین اقطع لو لا حکمت به من تعذیب جاحدیک و قضیت به من اخلاد معاندیک لجعلت انار کلها بردا و سلاما و ما کان لاحد فیها مقرا و لا مقاما ...
3.درد دل !! : یا سیدی ، یا من علیع معولی ، یا من الیه شکوت احوالی ...
4.مخصوص آبجی نگارمون که این روزا پریشونه : یا سریع الرضا ، اغفر لمن لا یملک الا الدعا فانک فعال لما تشاء ، یا من اسمه دواء و ذکره شفاء و طاعته غنی ، ارحم من راس ماله الرجاء و سلاحه البکاء ...
لا تخیب مسئلتی
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:22 توسط آقا سجاد
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم (3)
اولا یه آیه خوندم احساس کردم خیلی از مشکلاتمون از اینجا ناشی می شه : "افتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض؟" قسمتی از بقره 85
دومن که فردا می خواستم برم نمایشگاه (یعنی شنبه) ولی پسر خالم گیر داد گفت امروز بریم (طبیعتن جمعه) رفتیم و طبق عادت معهود لیست کتابایی که خریدم و می ذارم . البت یه بار دیگه هم خواهم رفت :
سری 30 جلدی کتاب های مترو تقریبن طنز
از دوست داشتن در تمام جهان شعر
اتوبوس نیامدن شعر
نام تو چیست شعر
باد ها خواهر من اند شعر
هر لبت یک کبوتر سرخ است شعر
باغ های معلق انگور شعر
الف های غلط شعر
شب ستاره و گیسو شعر
تهران شبیه هر شب دیگر سیاه بود شعر
ترانه ماهی ها شعر
مجموعه اشعار سیمین بهبهانی شعر
دیوان عماد خراسانی شعر
شاید گناه از عینک من باشد شعر
از نخلستان تا خیابان (علی رضا قزوه - سوره مهر) شعر
طلسم سنگ شعر
از نو غزل شعر
اصل مطلب شعر طنز
تمام یکی که حرف هایش را به ماه می زند شعر
کلاویای شکسته شعر
بحر طویل های هدهد میرزا بحر طویل
مسخ رمان
البته همون طور که کاملن واضحه من هر گونه علاقه به شعر رو تکذیب می کنم !!
سیمن (از لج عسل مصفی) یه تیککه تو کتاب از نخلستان تا خیابان دیدم . می نویسم و دعوت می کنم از علاقمندان که این کتابو بگیرن . برا همین آدرس نشونیشم گذاشتم :
امشب به علی خواهم گفت :
اینجا کسی انبان به دوش نمی گیرد
اینجا چقدر دروغ می گویند
اینجا عقیل درد فقیری نمی کشد
اینجا نهج البلاغه را
در کتابخانه های چوب گردویی زجر می دهند .
چهارمن التماس دعا
لا تخیب مسئلتی
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:1 توسط آقا سجاد
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم
قبل از هر چیز یه نکته ی کوچولو بگم : و قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدوده و گفتند آتش جز چند روزی (کنایه از کوتاه بودن زمان) به ما نمی رسه ، قل اتخذتم عندالله فلن یخلف الله عهده ؟ بگو مگر عهدی با خدا بستین که خدا خلاف عهدش نکنه ؟ ام تقولون علی الله ما لا یعلمون ؟ یا یه چیزی به خدا بستین و خودتون نمی دونین ؟ بلی من کسب سیئه و احاطت به خطیئه بله ، هر کسی کار زشت انجام بده و گناه وجودشو احاطه کنه ، فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون از اهل جهنم خواهد بود و در آن جاودانه است . و الذین ءامنوا و عملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنه هم فیها خالدون و کسانی که ایمان بیارند و کارای نیک انجام بدن ، آنها در بهشت خواهند بود و در آن جاودانه اند . بقره (80-81-82)
برسیم به هفت آرزوی محال آرش . البته به نظرم دلش نمی خواست چیزایی که الآن می خونه رو ببینه ، ولی من این آرزو ها رو کاملن شخصیش می کنم . طنازی موقوف !!
1. قهرمان شنای سرعت کشور
2. ازدواج با یه دختر خیلی خیلی خوب ، یعنی ایده آل (البت این خیلی هم محال نیست ، بستگی به عرضه ی خودم داره و اینکه کسی که هم چین دختری داره اگه به من بده حماقت کرده !!)
3. یاد گرفتن کامل C++ ، JAVA ، C# ، ADO.Net ، SQL Server ، ASP.Net ، HTML ، JAVA Script ، XML ، AJAX و UML (خیلی خرم ، نه؟)
4. رسیدن به درجه ی شاخی در کمانچه ، آواز و آهنگ سازی
* خودم مخم داره سوت می کشه
5. گرفتن بالاترین مدرک ممکن در GIS و کار عملیاتی و تحقیقیاتی در این زمینه .
6. یاد گرفتن زبان های انگلیسی و عربی به طور کامل و تسلط بر قرآن (البت اینم به نظر می رسه خیلی محال نباشه)
7. عنوان وبلاگ ، با فعل منفی !!
لا تخیب مسئلتی
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47 توسط آقا سجاد
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم (3) اولا مزیت مرض لاعلاج اینه که همیشه به یاد مرگ می مونی . همیشه تا درکش کنی . دیما اونایی که اومدن تو اتاقم می دونن که استعینو بالصبر و الصلوه (قابل توجه م.ع. با اون دو تا موردش ) . ولی می خواستم ادامشم بگم :استعینوا بالصبر و الصلوه ، و انها لکبیره الا علی الخاشعین . الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم و انهم الیه راجعون .
پس نوشت : العاقل یکفیه الاشاره .
لا تخیب مسئلتی
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:34 توسط آقا سجاد
|