تبليغاتX
من بر خلاف عده ای از مرگ می ترسم
به یاد او

اللااااااااااه اکبر ... بسم الله الرحمن الرحیم ... با صوت می خواند ، ترتیلی که خیلی دلرباست ، در دستگاه رست ... ایاک نعبد و ایاک نستعین ... عین را آن قدر زیبا تلفظ می کند که حواسم را پرت می کند ... غیر المغضوب علیهم ولا الضاااااالین ... به دور از مسخره بازی ، همان طور که باید ... ان شانئک هو الابتر ... حرکاتش نرم و یکنواخت است ... سمع الله لمن حمده ... سبحان ربی الاعلی و بحمده ... سبحان الله ... بحول الله و بقوه ... دارد گرم می شود ... الحمد لله ... والشکر لله ایضا ... دفتر را گشوده است ... از فهرست سوره ی میدان توحید را انتخاب می کند ... می رود چمران را بالا ... پارک وی می ایستد ... اللهم صل علی محمد و آل محمد ، اللهم لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب ، اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا ... اللهم اشف مرضانا ... منظورش خودش است ... فکر کنم دارد می سوزد ... می خواهد تند تند بخواند و برسد به آخرش ... سبحان ربی الاعلی و بحمده ... بلند می شود ، لْخت ،  الله اکبر ، نمی خواهد برای آخرین بار سر به خاک بگذارد ، مثل تشنه ای که خود را عذاب می دهد که تشنه تر شود ، نفس می گیرد ... سبحان ربی الاعلی و بحمده ، کشش نمی دهد ، یک راست می رود سر اصل مطلب ، یا لطیف ... همیشه اینجا بغض می کند ... مکث می کند که بتواند ادامه دهد ... ارحم عبک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین ... ایجایش را از کمیل یاد گرفته است ... دارد می ترکد ... اللهم ... اسئلک الراحه عند الموت ... به یاد موسی ابن جعفر باب الحوائج ... والمغفره بعد الموت ... و العفو عند الحساب ... اشکی به ودیعه بر مهر می نهد ... پسش خواهد گرفت ...  و ... دعایی که خود ساخته است ... اللهم اجعلنی راضین برضاک ... عادت دارد دعاهایش را بین صلوات محصور کند ... اللهم صل علی محمد و آل محمد ... راحت می شود ... باری سنگین را از دوش بر زمین نهاده است ... الحمد لله ... وحده ... اللهم صل علی محمد و آل محمد ... السلام علیک ... السلام علینا ... السلام علیکم ...

یا حق !!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:22  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

       یک شنبه ها می رم جلسه حاج آقا فاطمی ، جلسه ی این آقا منو زنده می کنه ، ارضام می کنه ، برا یه هفته منو می بنده. تو جلسات همه ی وجودم چشم و گوشه ، جوری که چشام می سوزه . خیلی علاقه دارم به این عالم متواضع.

       دو تا سوال از حاج آقا پرسیدم :

       ۱.آیه ی و من نعمره ننکسه فی الخلق با این که اسلام مثلن گفته صله ی رحم عمر رو زیاد می کنه تضاد نداره ؟ جواب حاج آقا خیلی قشنگ بود ، خودتون فکر کنین.

       ۲.این سلام بعد از نماز که یه خورده اش رو به قبله است و یه خورده اش رو به مشهد قضیه اش چیه؟ حاج آقا فرمودن روایتی چیزی مبنی بر این عمل نداریم. گفتم حاج آقا خوشم نمیاد برا امام رضا بچرخم سمت حرم و برا بقیه ی معصومین این کارو نکنم ، از نظرم بی معنیه. حاج آقا گفت این رو مردم خودشون در آوردن ، ولی هستن کسایی که مقیدن همون رو به قبله به ۱۴ معصوم سلام بدن. این به نظرم خیلی خوب اومد .

یا حق !!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 23:41  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

      یزید در کاخش در حال عیش و نوش است ، شخصی می آید و می گوید چه نشسته ای که علی زنده شده ،زن است ، سخنانش مانند علی مردم را مسحور می کند ...

قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش ،

یک دم سپر شوند برای برادرش

خون عقاب در جگر شیرشان پر است

از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش

این دو ، ز کودکی فقط آیینه دیده اند

"آیینه ای که آه نسازد مکدرش"

واحیرتا که این دو ، جوانان زینب اند ،

یا ایستاده تیغ دو سر در برابرش؟

با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند

یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش

یک دست ، گرم اشک گرفتن ز چشم هاش

مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش

چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر

چشمش گدازه ریخت ، ولی زیر معجرش

زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت

تا که خدا نکرده مبادا برادرش ...

***

زینب همان شکوه که ناموس غیرت است

زینب که در مدینه غرق بود معبرش

زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است

از بس که رفته این همه این زن به مادرش

زینب همان که زینت بابای خویش بود ،

در کربلا شدند پسرهاش زیورش

***

گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات

وقتی گذشته بود دگر آب از سرش

سید حمید رضا برقعی

یه کم همزاد پنداری ، یه کم ، به اندازه ی علاقه ی علی به دنیا استخونای آدمو خورد می کنه.

یا حق !!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 21:32  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

؟=۱۱۰*۷۲

- این سوال رو حل کنید بچه ها.

هنوز مهارت کافی را در این مسائل پیدا نکرده اند. از قیافه ی شان مشخص است.

- آقا ما یادمون رفته این چه جوری بود

بیش از پنجاه بار برایش توضیح داده ام ، دوباره مثل دفعه ی اول توضیحاتم را تکرار می کنم.

- آقا ما تموم کردیم.

- وایسا الآن می آم.

به سراغش می روم . عدد ۷۹۲۰ را که می بینم خوشحال می شوم . دستی به نشانه ی تحسین بر پشتش می کوبم و سراغ بقیه ی بچه ها می روم که ببینم چه کار می کنند.

- آقا ببخشید ، دوستمون یه سوال ازمون پرسید بلد نبودیم .

- بگو ببینم سوال چی بوده؟

- آقا بی نهایت چیه؟ یعنی چند تا ؟

نمی دانم چه بگویم . چهارم ابتدایی است. شروع می کنم به قدم زدن در کلاس. دستانم را از پشت گرفته ام . نمی توانم بی جواب بگذارمش . شاگرد زرنگ کلاسم است.

اشک در چشمانم حلقه می زند:

- حضرت علی می دونی کیه؟

- این چه سوالیه می پرسین آقا؟ معلومه که می شناسم.

- به تعداد فضائل علی.

این هم یه شعر تقدیم به متلک شناسان:

سر فرو برده به خاکند فلک نشناسان

بال پرواز ندارند ملک نشناسان

امتحان بود و خدا برد سرافرازان را

در همان مرحله ماندند محک نشناسان

غافل از راز علی گرم طوافند ، ولی

کعبه هم سوخته از دست ترک نشناسان

باز هم فاطمه در کوچه ی غربت تنهاست

شهر مجموعه ای از زخم فدک نشناسان

شعر را باز به تلمیح کشاندم ، شاید

بگذارد اثری بر متلک نشناسان

قصه را زنده نگه دار غزل ! در تاریخ

بیهقی باش و بگو از حسنک نشناسان

شاعری آمده ای نسل شهادت مردان

شاعری آمده ار نسل نمک نشناسان

حالا که بحث حمید رضا برقعی شد :

خون جای واژه بر لبشش آورد و بعد از آن ...

پیشانیش پر از عرق سرد و بعد از آن ...

خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...

شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...

...

یا علی !

یا حق !!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 23:33  توسط آقا سجاد  | 

به یاد علی ِ او

        رزق ما این بود که روز ولادت آقا امام جواد علیه السلام مداحی جدشون رو گوش بدیم و ببینیم. روز ولادت مولا هم خیلی دور نیست.

        نامش رو که می شنوم تنم می لرزه. حتا فکر کردن بهش هم نیاز به وسعت روحی بالایی داره. بهش می گن جمع اضداد. چون خصوصیات به ظاهر متضادی درش می دیدند. فرای زبان و فکر قاصر منه ، استناد می کنم به شعر شهریار که به نظرم بهترین شعر در مدحشه :

نه خدا توانمش خواند ، نه بشر توانمش گفت   ،    متحیرم چه نامم شه ملک لا فتا را

حقن و انصافن اونایی که حیران وجودش شدن می تونن یه چیزایی ازش بفهمن ، ماها که کلامون پس معرکست. 

ولی از دلمون هم نمی تونیم بگذریم . فقط یه گوشه ای بشین و این و با خودت زمزمه کن و آروم آروم برا خودت گریه کن: ای اهل عالم ، آقام علی مظلومه ... همین

یا حق !!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 0:25  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

        امروز خبری به گوشمان رسید ، عجیب. یکی از فامیلهامان ، دقیقن میشه پسر عموی پسر عمه ام ، که بیش از 25 سال نداشت به طور بسیار غریبی فوت کرد. می گن با دوستش رفتن شیرموز خوردن ، اومدن تو ماشین نشستن گفته حالم خوب نیست، رفیقش گفته سرت رو بذار رو شونه ام ، رفتن درمونگاه ، گفتن : "انا لله و انا الیه راجعون" ...

        نکات اخلاقی و ...ش به حدی واضحه که با زبون الکنم خرابش نمی کنم. فقط یه چیز دیگه . تو جلسات هفتگی که می رم پیش حاج آقا فاطمی ، بحث رسیده بود به تذکر. حاج آقا پرسید انسان رو به چه چیزایی میشه تذکر داد . خود حاج آقا چند تا مورد گفت من جمله عظمت هستی و مرگ . بعد گفت بقیه چه نظری دارن . گفتم این که نسبت انسان به هستی چه قدره؟ اصلن این انسان مگه چیه که این همه مغروره؟ ما غرک بربک الکریم ؟ فکر کردی خیلی شاخی ؟ ءانتم اشد خلقا ام السماء بناها؟ بعد یه مثال زدم : دعوای دو تا آدم که یکیشون (البته اینجاش به قول ناصر فیض تصویریه ، لاجرم می گم که دستم رو به قاعده ی نیم متر از زمین نگه داشتم ، با کف دست رو به پایین ، کنایه از یه آدم قد کوتاه و ضعیف) همونی که تو پرانتزه ، یکی هم یه غول بی شاخ و دم (محض تاکید عرض می کنم یعنی یه آدم خیلی خیلی قوی ) مشخصه که اون آقاهه که ضعیف تره شکست می خوره ، ولی بازم اون کوچولوهه شاخ بازی در می آره . آخه بابا از رو برو دیگه. معلومه که هیچ چی نیستی . البت این مثال رو به انسان و نظام هستی نمیشه نسبت داد ، چون انسان فنچ تر از این حرفاس ...

         بی خیل ، الآن جای اون جمله ی معروفمه : "من بر خلاف عده ای از مرگ می ترسم !!"

یا حق !!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:33  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

۱

دیشب با فرهاد شیرمحمدی رفتیم کنسرت شجریان . البت این دفعه با توجه به تجربه ی پارسال از هر لحاظ آماده بودم . طبق معمول برنامه با 45 دقیقه تاخیر شروع شد. ما همه اش چشممون دنبال یه آدم معروف بود که محمد رضا لطفی و حسین علیزاده اومدن تو سالن. ملت داشتن خودشونو پاره می کردن . استاد هم اول کنسرت قبل از شروع برنامه یه حال خیلی اساسی و بنیادین بهشون داد. برنامه در دو قسمت همایون و شور برگزار شد. از همون اولش نگران بودم . چون عاشق همایونم و از شور خوشم نمیاد . برنامه شروع شد . اولین چیز تعداد زیاد نوازندگان بود که با خود استاد می شدن ۱۴ نفر.تا حالا کنسرتای استاد رو اینقدر شلوغ ندیده بودم . اینجا معرفیشون می کنم و از نظر خودم از ۱۰ بهشون نمره می دم:

کمانچه: سینا جهان آبادی ۸

کمانچه: کاوه معتمدیان -

سنتور: رامین صفایی ۱۰

دف و دایره: حسین رضایی نیا ۹

قیچک آلتو: مهرداد ناصحی ۶

سه تار: مژگان شجریان ۲

تار: مجید درخشانی ۸

تار: رادمان توکلی -

رباب و بم تار: مهدی امینی -

نی: شاهو عندلیبی ۹

تنبک: حمید قنبری ۷

عود: محمد رضا ابراهیمی ۶

قیچک باس: حامد افشاری ۷

استاد ۹

نکته اول اینکه همونطور که ملاحظه می کنید اعضای گروه اکثرا به چشم ما جدیدن و از یه لحاظ خیلی خوبه ، چون اعتماد به نفس می گیرن که در آینده پیشرفت چشم گیری داشته باشن. نکته دوم این که اون فنچاشون دیگه قابل نمره دادن نبودن . چون نواختنشون محسوس نبود و تکنوازی هم نداشتن. همین که جلو  لطفی و علیزاده خودشون رو خیس نکردن باید یه نمره ی خیلی خوب بهشون داد.

توی آنتراکت با فرهاد رفتیم نماز خوندیم ، شام رو خوردیم و از اونجا که سابقه نداشته این جور جاهایی بریم و مفیدی نبینیم احسان شکوه بخش رو دیدیم و می گفت آقا قاسمیان هم هست.

نکته ی بعد این که به نظرم قسمت همایون اصلن قشنگ نبود ، ولی قسمت شور مخصوصن چهار مضرابش فوق العاده بود.

و نکته ی آخر این که آخرش استاد مرغ سحر خوند که به نظرم بسیار بد بود و کاش نمی خوند.

۲

عرض کردم دیشب کنسرت بودیم و به ۱۰ دقیقه آخر بازی رسیدیم. به نظرم بهترین بازیکن جام ژاوی بود ، بهترین تیم اسپانیا ، بهترین مربی گاس هیدینک. زیباترین گل فان پرسی به فرانسه فکر کنم. تیم پدیده روسیه و بازیکن پدیده آندره آرشاوین. فقط یه نکته ای خیلی توجه منو به خودش جلب کرد . اسپانیا تعداد زیادی هافبک تراز اول داشت:ژاوی ، ژابی آلونسو ، اینیستا ، فابرگاس ، سیلوا ، کازورلا و ... کار جالب آراگونس این بود که هر بازی ترکیب و نقش بازیکنا رو عوض می کرد و مربی حریف اصلن نمی تونست پیش بینی کنه چه اتفاقی میانه ی میدان اسپانیا می افته. به نقش فابرگاس تو دو تا بازی آخر دقت کنید. بازی با روسیه جای ژاوی اومد و شد ژنرال خط میانی . ۲ تا پاس گل داد و یه پاس قبل از پاس گل. باری فینال ولی ژاوی ژنرال بود و فابرگاس تعویض شد . مطمئن باشید تعویض فابرگاس تاکتیکی بود ، نه به خاطر وارد کردن بازیکن تازه نفس ، چون فابرگاس ۲۱ سالشه و می تونه ۱۲۰ دقیقه کامل تو زمین بدوه. به حرکت ها و جابحایی های اینیستا ، سیلوا و کازورلا هم دقت کنید متوجه می شید که اصلن مهار کردن خط میانی اسپانیا غیر ممکن بود، چرا که ترکیب و نقش ها غیر قابل پیش بینی بود و این که در حین بازی جای بازیکنا عوض می شد.برا همین می بینید که همه ی خط هافبک ها و مدافعان در همه  بازی ها مقهور اسپانیا می شدن . زیاتی حرف زدم .

یا حق !!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 19:15  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

      يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿73﴾ مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿74﴾

ای مردم ، برای شما مثلی زده شد، به آن گوش دهید. کسانی که به غیر از خدام ی خوانید

هرگز نمی  توانند مگسی را خلق کنند ، حتی اگر گرد هم آیند ، و اگر آن مگس چیزی از آنها

 برباید نمی توانند آن را پس بگیرند. طالب و مطلوب هر دو ناتوانند. منزلت خدا را آن چنان که

 در خور اوست نشناختند.به راستی خدا نیرومند شکست ناپذیر است.

یا حق !!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 23:26  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

ایمان لحظه لحظه ! گمان را بریز دور

این شعرهای دل نگران را بریز دور

از روزهای بی رمف خستگی نگو

تقویم های بی هیجان را بریز دور

در جستجوی معنی یک فصل تازه تر

این شاخه شاخه فصل خزان را بریز دور

تصویرهای شادی و تصویرهای غم

هم خاطرات این چمدان را بریز دور

یعنی مرا ز اب و گل تازه ای بساز

یعنی کتیبه های جهان را بریز دور

بگذار واژه ها خودشان زندگی کنند

دل را بریز دور و زبان را بریز دور

در خود شکوفه کن من ترسیده از گناه

خود شو ! خدا شو ! نام و نشان را بریز دور

علی داودی

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 1:9  توسط آقا سجاد  | 

به یاد او

 ‏متن زیر سروده های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری است؛ بیت اول سروده‏ی امام (ره) و بیت بعدی سروده‏ی مقام معظم رهبری است که در جواب آن ها  است:

*من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم                       

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

 تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی                       

 تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

 

*فارغ از خودشدم و کوس «انا الحق» بزدم                    

همچو منصور خریدار سردار شدم

تو که فارق شده بودی ز همه کان و مکان                   

 دار منصور بریدی همه تن دار شدی


*غم دلدار فکنده است به جانم شرری                        

 که به جان آمدم و شهره بازار شدم
 :عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر                 

 ای که در قول و عمل شهره بازار شد


*درمیخانه گشایید به رویم شب و روز                          

که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی                     

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی


*جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم                             

خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست                             

 امت از گفته در بار تو هشیار شدی


*واعظ شهر که از پند خود آزارم داد                              

از دم رند می آلوده مددکار شدم
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی                             

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی


*بگذارید که از میکده یادی بکنم                                  

من که با دست بت میکده بیدار شدم

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم                        

 ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

 

 با تشکر از :  komeil_fa84@yahoo.com

 

یا حق !!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 16:7  توسط آقا سجاد  |